شرکت توئیتر اعلام کرد ۴۷۷۹حساب مرتبط با رژیم آخوندی را که بهطور مخفیانه سیاستهای رژیم ایران را پیش میبردند تعطیل کرده است.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس توئیتر گفت: این حسابها به همراه توئیتهایی که انجام دادهاند را به بانک عمومی که برای مبارزه با اطلاعات گمراهکننده توسط دولتها ایجاد کرده است میافزاید تا از دخالت در انتخابات در جهان از این طریق جلوگیری کند.
آسوشیتدپرس افزود ماه پیش نیز توئیتر ۲۸۰۰حساب دیگر مرتبط با رژیم ایران که توسط شخصیتهای جعلی ایجاد شده بود را بسته است.
خبرگزاری بلومبرگ نیز ضمن انتشار این خبر گفت: تلاش توئیتر در این راستا میباشد که این رسانه اجتماعی را از عوامل نامطلوب پاکسازی کند.
بهدنبال اعلام بسته شدن ۴۷۷۹حساب توئیتری یک سخنگوی مجاهدین در پاسخ به دود و دم اینترسپت و شرکا و مزدوران ولایت علیه مجاهدین در رابطه با تعلیق یک حساب توئیتری، خطاب به رژیم و رسانهها و همدستانش گفت: اکنون ۴۷۷۹فقره را دریافت فرمایید
موضعگیری سخنگوی مجاهدین بهدنبال بسته شدن ۴۷۷۹حساب مرتبط با رژیم آخوندی
بحران در راس نظام با نزدیک شدن ضرب الاجل اف ای تی اف
با نزدیک شدن ضرب الاجل اف ای تی اف برای تن دادن به کنوانسیونهای مربوط به آن جدال در رأس رژیم در این زمینه شدت گرفته است.
مزدور کواکبیان در مجلس آخوندی: ما حدود بیش از سه چهار ماه است که بحث سی اف تی و پالرمو را فرستادیم به مجمع تشخیص مصلحت نظام اخیراً شنیدیم که دبیر مجمع او را از دستور خارج کرده واقعاً من نمیدانم ایشون همچین اختیاری را داشتند که از دستور خارج کنند؟ ....
روز سه شنبه یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به نام محمد صدر اعلام کرد که دو لایحه سی.اف.تی و پالرمو از دستور کار این مجمع خارج شده و این موضوع به سرعت به بحرانی در درون رژیم تبدیل شد. مصطفی میرسلیم عضو دیگر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: ادامه مطرح کردن سی.اف.تی و پالرمو ساده لوحی است. وقتی ما را در شرایط قهری تحریمها قرار داده اند پیوستن به چنین میثاقهایی موجه نیست. به ویژه که ماه گذشته سپاه پاسداران را هم در فهرست تحریمها قرار داده اند. محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت رژیم پیش از این گفته بود: حرف منطقی این مجمع برای تأیید کنوانسیونها گرفتن تعهد و تضمین قطعی اروپاییها توسط وزرات خارجه است. جنیدی، معاون آخوند روحانی برای رفع و رجوع این موضوع، اعلام کرد کنار گذاشتن این لوایح اصلاٌ عملی نیست و مجمع باید در زمان مشخص این دو لایحه را بررسی کند. با این حال، وی یک مهلت پنج ماهه برای مجمع تشخیص نظام قائل شد. این در حالیست که به نوشته روزنامه حکومتی شرق، اف.ای.تی.اف تأکید کرده است که اگر در پایان چهار ماه (اواسط خرداد ماه) همه خواسته هایش برآورده نشود، اقدامات جدید را علیه مؤسسات مالی جمهوری اسلامی به اجرا میگذارد که از اقدامات این ارگان میتوان به بازگرداندن نام نظام به لیست سیاه اف.ای.تی.اف اشاره کرد که باعث نگرانیها شده است.
به دنبال پخش خبر خارج شدن بررسی سی.اف.تی و پالرمو از دستور کار تشخیص مصلحت نظام، چند عضو این مجمع در هراس از پیامدهای چنین اقدامی، اخبار منتشرشده در این زمینه را رد کردند. آخوند مجتهد شبستری گفت: بررسی این لوایح از دستور کار مجمع خارج نشده و هماکنون در کمیسیونهای تخصصی مجمع در حال بررسی است. آخوند مجید انصاری نیز گفت: از ابتدا تصمیم گرفته شد لوایح پالرمو و CFT با هم در کمیسیون مربوطه در مجمع بررسی شود و خود مجمع تشخیص، درباره آن اظهارنظر کند. اما هنوز گزارش نظر کمیسیون به مجمع فرستاده نشده است. و احمد توکلی نیز گفت: این لوایح از دستور کار مجمع خارج نشده است بلکه زمینه بررسی آن وجود ندارد.
یک رسانه حکومتی در مورد سردرگمی در ابهام در مورد تن دادن به اف.ای.تی.اف نوشت: کمتر از ۱۰ روز دیگر مهلت جمهوری اسلامی تمام میشود. انتشار اخبار ضدونقیض در اینباره نمیتواند نشانه خوبی در این زمینه باشد و رد این لوایح بلاتکلیفی بیحاصلی را در پی خواهد داشت.
جواد ظریف روز ۱۵ مهر ۹۷ در مجلس رژیم با التماس و درخواست بر نیاز حیاتی رژیم به تصویب این لوایح تاکید کرده و گفته بود: ما وقتی که که با چینیها صحبت میکنیم چینی ها که دیگر مشکل نیات استکباری علیه ایران ندارند چین از نظر مواضع بینالمللی مواضعی بسیار شبیه جمهوری اسلامی دارد. چین شریک راهبردی جمهوری اسلامی ایرانه. ما با روسیه شریک راهبردی هستیم. اما رئیس بانک مرکزی روسیه ۳ روز پیش به آقای دکتر همتی گفته بدون FATF ما نمیتوانیم کار شما را انجام دهیم، چینیها بارها به ما گفتهاند که بدون اف ا تی اف نمیتوانیم به من نگویید که تضمین بده اگر اف ا تی اف را امضا کردیم اگر این کنوانسیون را پذیرفتیم و شرایط FATF را اجرا کردیم آن وقت همه مشکلات حل میشود. نه آنوقت یکی از مهمترین بهانهها برداشته میشود که دیگر نمیتوانند در این زمینه با بهانهگیری جلوی کارهای جمهوری اسلامی را بگیرند.
اصالت یک جریان انقلابی و مردمگرا در صحنهٔ عمل اجتماعی و در پیکار رو در رو و مستمر با دشمن اصلی محک میخورد.
اما چگونه میتوانیم نیروی پاکباز و اصیل و مردمگرا را تشخیص بدهیم؟
شاخص شناخت آلترناتیو واقعی با آلترناتیوهای دروغین و دستساز چیست؟
در انقلاب ضدسلطنتی اغلب مردم به «آنچه که نباید باشد»، اشراف کامل داشتند؛ خوب میدانستند شاه را نمیخواهند اما از «آنچه که باید باشد» غافل بودند یا اطلاعات روشنی نداشتند؛ به همین علت خمینی که هیچ پروسه و اصالت و برنامهیی برای ایران فردا نداشت در همین شکاف وارد شد و با سوءاستفاده از عدم حضور نیروهای انقلابی ـ که در زندان شاه بودند ـ خودش را تحمیل کرد. هر زمان هم خبرنگاران از او در مورد برنامه فردای ایران سؤال میکردند، با جوابهایی کلی سؤالکنندگان را به آیندهیی موهوم احاله میداد.
اگر خمینی قبل از آمدن به ایران بدون تعارف میگفت هیچ برنامهیی ندارد یا چه برنامهیی برای ایران فردا دارد، هرگز مردم فهیم ایران به او و «ولایت مطلقهٔ »اش رأی نمیدادند.
یکی از راههای شناخت آلترناتیو مردمگرا داشتن برنامه روشن و مدون برای ایران فردا است.
مجاهدین از فردای انقلاب ضدسلطنتی برنامهٔ ایران فردا را در قالب انتظارات مرحلهیی به مردم معرفی کرده و در جریان کاندیداتوری مسعود رجوی برای ریاست جمهوری برنامه ۱۲مادهیی خود را اعلام کردند. ۲سال بعد با شکلگیری بدیل سیاسی شورای ملی مقاومت، برنامه دولت موقت برای ایران فردا بهصورت مصوبات مشخص در معرض قضاوت مردم قرار گرفت.
مریم رجوی نیز در موضع رئیسجمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال، در اجتماع بزرگ ایرانیان در اول تیر ۱۳۹۲طرح ۱۰مادهیی خود برای ایران آزاد فردا را اعلام کرد.
طرح ۱۰مادهای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا
مریم رجوی بهعنوان رئیسجمهور برگزیدهٔ شورای ملی مقاومت برای دورهٔ انتقالی ۶ماهه بعد از سرنگونی نظام ولایت فقیه، بارها دیدگاههای خود را برای ایران آزاد فردا بیان نموده است.
این دیدگاهها در قالب ۱۰مادهٔ مشخص مدون گردید و بیانگر نگاه روشن و ترقیخواهانهٔ مقاومت ایران به فردای ایران و استانداردهای دموکراتیک در یک کشور پیشرفته و آباد بعد از استبداد مذهبی است و بارها از سوی فرهیختگان و سیاستمداران دنیای آزاد مورد تمجید و استقبال قرار گرفته است.
با نگاهی به مواد دهگانه مریم رجوی با نگرش و برنامههای او برای ایران فردای ایران آشنا شویم:
وقتی صحبت از جمهوری میکنیم، آن شکل از حکومت مدنظر است که از اساس مبتنی بر سنجش آرا و متکی بر آرای جمهور مردم و انتخاب آزادانه و دموکراتیک آنها باشد.
مردم ایران برای برپایی حاکمیتی دموکراتیک، بیش از یکصد سال است که سر از پا نمیشناسند. زیرا همانگونه که در آرمان آزادیخواهان آمده است، سعادت، بهروزی و پیشرفت ملت ایران و ایرانی تنها و تنها در گرو دستیابی به وصال فرشته آزادی است.
کثرتگرایی با پذیرش چندصدایی و گوناگونی عقاید خواهان آن است که تمامی آحاد یک جامعه، طی یک همزیستی مسالمتآمیز، اختلافات درونی خود را با بردباری و از طریق گفتگو با هم حل و فصل کنند. زمانی که همه نفرات یک جامعه صرفنظر از اعتقاد، مذهب، جنسیت و نژاد بتوانند در تصمیمگیریها و در حاکمیت سیاسی شرکت کنند، احساس مشارکت و همچنین تعهد بیشتری در آن جامعه احساس خواهد شد و به همین دلیل امکان تمرکز قدرت در دست فرد یا گروه خاص و شکلگیری استبداد و انحصار از بین خواهد رفت.
مریم رجوی: «ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادیهای فردی احترام میگذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانهها و دسترسی بیقید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم»
ایران آزاد فردا، یک ایران عاری از چوبههای دار و تیرکهای خونآلود تیرباران خواهد بود. در ایران آزاد فردا لایحه ضدبشری قصاص، قوانین قرونوسطایی جزا، تختهای شکنجه، دستگاههای قطع دست و پا و نیز صلیب و سنگسار تماماً برچیده خواهند شد
مریم رجوی: «ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع میکنیم و نسبت به آن متعهدیم»
مریم رجوی: «ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود».
مریم رجوی: «ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت».
منظور از اصل برائت این است که همهٔ افراد بیگناهند مگر عکس آن اثبات شود.
مریم رجوی: «ایران فردا کشور احترام به حقوقبشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بینالمللی از جمله: «میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» میباشیم. ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیتهاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایههای انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند».
مریم رجوی ـ احترام به حقوقبشر و منع هر گونه تبعیض
مریم رجوی: «ما مالکیت شخصی، سرمایهگذاری خصوصی و بازار آزاد را بهرسمیت میشناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصتهای برابر برخوردار باشند.
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیطزیست و احیای آن خواهد بود»
اهمیت این بند زمانی روشن میشود که بدانیم مقاومت ایران بهعنوان آلترناتیو رژیم چه کارزار ملی و گستردهیی را انجام داده است تا مانع دستیابی این رژیم به بمب اتمی بشود.
مریم رجوی: «ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود»
این حرف که خامنه ای گفته است که بایستی آرایش جنگی گرفت وآماده بود براین خلاف مدعی قبلی خودش بوده است که می گفت که آمریکا باما جنگ نمی ماند مشخص نیست این حرفش را باور کنیم یا حرف دیگرش این درتناقض است
ازطرفی هم امامان جمعه اش به دست پا افتاد ه که ندای آرایش جنگی سر می دهند این حکایت از ترس ووحشت آخوندها ی حاکم برایران است نتیجه این که رژیم به بن بست رسیده است یا باید مذاکره بکند وزهر بنوشد یا اینکه مذاکره با آمریکا نکند که آنوقت جرقه وآتشفشان قیام بر این رژیم فرسوده خواهد دمید
در لیستگذاری تروریستی سپاه پاسداران شاهد هستیم که دلایل اصلی این لیستگذاری، غیرمتعارف بودن هدف، کاربرد و فعالیت این اصلیترین ارگان نظامی حاکمیت ولایت فقیه و ارتکاب جنایات ناشی از آن بوده است. هدف، کاربرد و فعالیت سپاه پاسداران هیچ ربطی به یک نیروی نظامی ملی و میهنی برای حفاظت از استقلال و جغرافیای کشور نداشته است.
طی دو هفته گذشته در مقالههای متعدد نشان داده شد که سپاه پاسداران اساساً برای شکار مخالفان حاکمیت و مبارزان آزادیخواه ایرانی و نیز صدور ترور و ارعاب به کشورهای دیگر برای حفظ نظام ولایت فقیه تأسیس شد. نشان داده شد که سپاه پاسداران بعد از جنگ ضدمیهنی خمینی با عراق، علاوه بر حفظ مأموریت سرکوبگری و کشتار و ترور، تبدیل به یکی از اصلیترین ارکان اقتصادی و چپاولگری در ایران و نیز از اصلیترین بانیان و عاملان گسترش فقر و تخریب محیطزیست گشت.
به موازات این تحول مهم که همسو با منافع ملی و تاریخی مردم ایران گشته است، اکنون لیستگذاری تروریستیِ وزارت اطلاعات آخوندی نیز ضرورت و فوریت مییابد.
اگر قرار باشد بر مبنای لیستگذاری تروریستی ـ که جنایت، ترور و ارعاب از دلایل آن است ـ ضرورت و فوریت تعیین شود، باید کلیهٴ ارگانهای وابسته به ولایت فقیه در این لیست گنجانده شوند؛ چرا که وظیفه و هدف اصلی و مأموریت آنها تبلیغ و ترویج سرکوب، جنایت، حذف مخالفان، گسترش ارعاب و نیز چپاول و غارتگری برای تأمین موارد فوق بوده و هنوز ادامه دارد. در رأس این ارگانها باید از سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و رادیو و تلویزیون آخوندی نام برد که همواره بهطور موازی امر سرکوب و ترویج کشتار، گسترش ارعاب و سانسور را پیش بردهاند.
در این میان وزارت اطلاعات در کنار سپاه پاسدارن نظام آخوندی، یکی از اصلیترین ارگانهای ترویج ارعاب، اقدام به کشتار و ترور و استیلای خفقان بر جامعهٔ ایران را داشته و دارد. این وزارتخانه که مردم ایران آن را «وزارت جهنمی» لقب دادهاند، کلیهٴ فعالیتهای داخل و خارج کشور خود را با همکاری تام و تمام سپاه پاسداران انجام داده و میدهد. این همکاری و انجام جنایات موازی حتی در«قانون تأسیس وزارت اطلاعات» نوشته شده است. در ماده پنجم این قانون آمده است: «سپاه پاسداران ضمن تبعیت از خط مشی وزارت اطلاعات در مورد مبارزه با ضد انقلاب داخلی و مأموریتهای محوله در اساسنامه سپاه تا اعلام آمادگی وزارت اطلاعات، اطلاعات داشته و حق کسب و جمعآوری اخبار و تولید اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن و شناسایی ضد انقلاب را دارد و این وزارتخانه را کمک میکند».
وزارت اطلاعات نظام آخوندی یکی از بدنامترین وزارتخانهها نزد مردم ایران در داخل و خارج کشور است. تقریباً کمتر خانوادهٔ ایرانی را میتوان سراغ گرفت که در ۳۵سال گذشته، آثار جنایات این وزارتخانه را بر روح و روان و زندگی و سرنوشت خود نداشته باشد.
وزارت اطلاعات نظام آخوندی دست بازداشتن در سرکوب و ایجاد خفقان را بر اساس فرمان و فتوای خمینی پیش برده و میبرد که گفت «حفظ نظام، اوجب واجبات است» و «برای حفظ نظام اگر لازم باشد علیه همسایهها جاسوسی کنید، مشروب بخورید، دامن تن کنید، دروغ بگویید».
خمینی با این فرمان و فتوا، افسارگسیختهترین جنایتکاران را زیر لوای دین و حفظ فاشیسم دینی پرورش داد. از آن پس دیگر برای پاسدارن وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران هر جنایتی تحت عنوان حفظ نظام، توجیه شرعی و فقهی یافت و لباس دین بر آن پوشانده شد.
وزارت اطلاعات همواره در حرکتی موازی با سپاه پاسداران توانسته به هدفهای سرکوبگرانهاش برسد. این دو شریک تمام جنایاتی هستند که در ایران و جهان مرتکب شدهاند. در عداد این جنایات میتوان از قتلهای زنجیرهیی دگراندیشان و نویسندگان در دههٔ ۷۰خورشیدی و بیش از ۴۵۶ترور خارج کشور از دههٔ ۶۰تا دههٔ ۹۰اشاره کرد.
وزارت اطلاعات آخوندی یکی از نهادهای بازجویی و شکنجه و ترور در همراهی با قوة قضاییه تحتامر خامنهای بوده و میباشد. عناصر و بدنهٔ اصلی تشکیل دهندهٔ این وزارتخانه از میان بازجویان و شکنجهگران حرفهیی دههٔ ۶۰در زندانهای سراسر ایران برگزیده شدهاند؛ از این رو در کار شکنجه، مرگ، کشتار، ترور، سانسور و خفقان، حرفهیی و فاقد مصونیت اخلاقی هستند.
ماشین مرگ جمهوری اسلامی آخوندی اساساً بر چرخهای سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به حرکت خود ادامه میدهد. لذا ضروری است همچنان مقاومت ایران و خانم مریم رجوی بر آن تأکید کردند به موازات لیستگذاری تروریستی سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات این نظام نیز در این لیست قرار نامگذاری شود. تحقق این رویداد یکی از بهترین هدیهها به خانوادههای ایرانی میباشد که زندگی و هستیشان بهدست این ماشین مرگ و خفقان از بین رفته و از هم پاشیده شده است.
به دنبال وحدت صوری باندهای حکومتی در شوک ساعتهای اولیه لیستگذاری سپاه پاسداران، آثار این ضربه به نظام در تعمیق شقه و شکاف بین باندهای حاکم نمایان شد.
سایت «نود اقتصادی» به نقل از کارشناس حکومتی در واکنش به نمایش اعضای مجلس ارتجاع و پوشیدن لباس پاسداری، نوشته است«خوب است مسئولان بهجای خط و نشان کشیدن، فرزندان و خانوادههای خود را از این کشورها فرا بخوانند.رئیس مجلس میتواند آغازگر این حرکت باشد».
او در ادامه اظهاراتش افزوده است:« نمایندگان مجلس نیز میتوانند طرحی چهار (یا حتی پنج) فوریتی مصوب کنند و سه ماه به نمایندگان مجلس و شوراها، وزراء و معاونینشان، استانداران، شهرداران و معاونین کلانشهرها فرصت بدهند که خانوادههای خود را از کشورهای دیگر فرا بخوانند یا سمت فعلی خود را ترک کنند».(نود اقتصادی ۲۱فروردین ۹۸)
نوعی عقبنشینی
از سوی دیگر پاسدار حسین شریعتمداری هم در حمله به مجلس ارتجاع نوشت: « موکول کردن واکنش نظام به تصمیم یک هفته بعد کنگره - بدون تعارف- نوعی عقبنشینی و بهمعنی آن است که انگار این کنگره آمریکاست که باید برای ما تصمیم بگیرد!... این تصمیم - با عرض پوزش- بوی ضعف میدهد!».
پاسدار شریعتمداری سپس آخوند روحانی و باندش را از جمله علتهای در لیست رفتن سپاه دانسته و نوشته است:« نمیتوان این نکته را نادیده گرفت که وقتی شماری از مسئولان با بهانههای موهوم به سپاه حمله میکنند و این نهاد را زیر سؤال میبرند، خواستار بازگشت سپاهیان و ارتشیان به پادگانها میشوند! حضور منطقهیی سپاه را بیفایده میدانند! دوران موشک را تمام شده معرفی میکنند! نمایش موشکی سپاه را تحریک دشمن میدانند! و یا بهرغم کلاه گشادی که برجام به ملت تحمیل کرده است حاضر به ترک این معاهده ذلتبار نیستند! به جای عبرت گرفتن از خسارت محض برجام، در پی تحمیل FATF و CFT هستند و... بدیهی است که آمریکا از این وادادگیها پیام ضعف دریافت کرده و جسارت پیدا میکند که سپاه پاسداران را در فهرست گروههای تروریستی جای دهد!».(کیهان ۲۲فروردین ۹۸)
مذاکره برای دادن امتیاز
شایان ذکر است که در روز ۲۱فروردین هم کیهان خامنهای با حمله به باند رقیب هشدار داد:« اینکه یکی دو روز اول با شدت گرفتن هیجانات ضدآمریکایی لباس سپاه به تن کنیم و متحد و محکم جلوی آمریکا بایستیم اما رفتهرفته با خوابیدن هیجان، از «لزوم مذاکره با ترامپ» بگوییم، پیام خوبی را برای حریف مخابره نخواهیم کرد».
کیهان در ادامه افزود« از همین امروز و فردا احتمالاً سر و کله برخی جریانهای واداده پیدا خواهد شد که بگویند، نباید هیچ اقدامی در برابر آمریکا انجام داد چرا که پاسخ دادن به این کشور به جنگ منجر خواهد شد. این طیف که معتقدند نباید «هیچ» واکنشی- تأکید میشود، هیچ واکنشی- به اقدامات دشمن نشان داد، همان طیفی هستند که تنها راهحل ممکن را «مذاکره» میبینند آن هم نه مذاکره برای گرفتن امتیاز بلکه مذاکره برای دادن امتیاز»(کیهان ۲۱فروردین ۹۸).
روزنامه سیاست روز از باند دلواپسان شکافی را که بعد از در لیست رفتن سپاه سرباز کرده پیش کشیده و نوشته است:« میگویند حالا که سپاه در لیست تروریستی آمریکا قرار گرفته است جنگ میشود، برخی به صرافت افتادهاند که کاری کنند که جنگ نشود».
این روزنامه سپس افزوده است« آمریکاییها که دیدهاند برخی در کشور از توهم وجود سایه جنگ به حدی میترسند که میتوانند ترسهای خود را به افکار عمومی انتقال داده و بعد از این ترس امتیاز بگیرند، تلاش دارند تا این بلوف را تکرار کنند و باز هم مسیر امتیازگیری را بهدلیل توهم وجود سایه جنگ طی کنند».(سیاست روز ۲۲فروردین ۹۷)
وحدت پوشالی و صرفاً تبلیغاتی
واقعیت این است که وحدت پوشالی اولیه صرفاً جنبه شعاری و تبلیغاتی برای روحیه دادن به نیروهای وارفته بهخصوص سپاه پاسداران و بسیج ضدمردمی است. بازتاب واقعی لیستگذاری سپاه پاسداران در درون رژیم، تشدید شقه وشکاف است. رژیمی که بهعلت در بنبست بودن راهکار جدی مقابله با اقدام لیستگذاری سپاه پاسداران از طرف آمریکا جز شعارهای تو خالی ندارد.
بهرغم شعارهای پوشالی ولیفقیه ارتجاع، آخوند حسن روحانی و سرکردگان سپاه باز هم رسانهها و مهرههای حکومتی هستند که این شعارها را بینتیجه میدانند و باند خامنهای را متهم به تندروی و...میکنند.
آنها نگران این هستند که رجز خوانیهای تو خالی بهرغم اینکه نتیجه عملی بر آن مترتب نیست، کار بیشتری دست رژیم میدهد. آنچنان که یک مهره وابسته به دولت روحانی به نام رضا نصری مینویسد:« در شرایط کنونی، بهترین هدیه به تندروها، خودزنیهای غیرضروری از قبیل قهر با لوایح FATF، لبریز شدن کاسه «صبر استراتژیک» و مبادرت به اقدامات و اظهارات نسنجیدهای است که برای متفکران و دستگاه تبلیغاتی جریان جنگطلب قابل بهرهبرداری است!».(سایت انتخاب ۲۱فروردین ۹۸)
شقه وشکاف ناشی از عمق ضربه و بیعملی نظام
تعمیق شقه وشکاف درونی ناشی از عمق ضربهای است که حاکمیت آخوندی دریافت کرده است
عکسالعمل باند خامنهای در برابر این ضربه هوا کردن شعارهای پرطمطراق اما بیمحتواست مانند کسی که از ترس در تاریکی آواز میخواند. و در میان عمده مهرهها و رسانههای باند روحانی هراس از نتیجهیی است که موضوع لیستگذاری برای سپاه و برای تمامیت نظام بهوجود میآورد. رژیم ولایت در عکسالعمل نشاندادن مناسب به لیست بهدلیل بنبست در سردرگمی قرار دارد.
بی راهحلی نظام
واقعیت این است که شعارهای تو خالی برای مدت بسیاری محدودی آنهم صرفاً در جهت روحیه دادن به نیروهای وارفته کارساز است.اما پس از آن میبایست جدای از شعارهای روی کاغذ و طرحهای صد من یک غاز شورای امنیت ملی، مجلس، مجمع تشخیص و... رژیم یک اقدام عملی ملموس انجام بدهد.
واقعیت این است که هیچ چشماندازی برای خلاصی نظام از تبعاًت خسارتبار لیستگذاری وجود ندارد، تنها در زمانی میتواند از تبعاًت آن خلاص شود که به شروط طرف مقابل(دولت آمریکا) گردن بگذارد، که این هم بهمثابه خوردن جامزهرهای بیشتر و کوتاهآمدن از بسیاری مطامع در کشورهای منطقه، دست برداشتن از تروریسم، تخته کردن در موشک سازی و موشکپرانی و... است که عواقب این امور برای آن خطرناک و به مثابه دست کشیدن از اصلیترین پایه بقای حاکمیت آخوندی است.
دبیر خانه شورای ملی مقاومت ایران در روز ۱۶اسفند ۹۷ طی اطلاعیهای درباره حکم خامنهای مبنی بر انتصاب ابراهیم رئیسی به ریاست قوه قضاییه سطلنت آخوندی نوشت:
«از آنجا که رئیسی علاوه بر ارتکاب جنایت بزرگ در قتلعام سال ۱۳۶۷، یک آخوند دونپایه و بیسواد و تحتامر خامنهای است و از ۲۰سالگی در دستگاه سرکوب رژیم مشغول خدمت بوده، پذیرش او بهعنوان رئیس دستگاه قضایی رژیم برای بسیاری از آخوندهای حکومتی غیرقابل قبول است. آنها در جریان نمایش انتخابات ریاستجمهوری رژیم در اردیبهشتماه سال ۱۳۹۶ بهرغم فشارهای خامنهای حاضر نشدند از رئیسی حمایت کنند. روحانی، رقیب انتخاباتی رئیسی نیز در همان زمان گفت او از کسانی است که «در طول ۳۸سال فقط اعدام و زندان بلد بودند».
این موضوع بازتابهای خاص خودش را در دیکتاتوری آخوندی داشت. در این رابطه سایتهای رنگارنگ و زنجیرهای نظام به تکاپو افتادند تا برای جلاد فراکشیده شده، سوابق مشعشع و تحصیلات آنچنانی بتراشند. از جمله القابی که به او دادند، لقب «دکتر!» بود.
مدرک تراشی و جعل سواد، وجه مشترک شکنجهگران
ماجرای دکتر و مهندس شدن و بودن مهرههای شکنجهگر نظام، داستانی است که مردم ایران با آن آشنا هستند. حافظه تاریخی جامعه هنوزعوضعلی کردان وزیر کشوراین رژیم در دوران احمدینژاد را به یاد دارد. او از اعضای سابق سپاه پاسداران بود و بهدلیل جعلی بودن مدرک دکترای افتخاری از دانشگاه آکسفورد و نداشتن مدرک لیسانس و فوقلیسانس که مدعی آن بود، طی یک دعوای باندی و جنگ قدرت، از سوی مجلس ارتجاع استیضاح و برکنار شد.
در دوران آریامهر و نیز در دوران شیخ، شکنجهگران به یکدیگر لقبهایی مانند «دکتر»، «مهندس» و «استاد» میدادند و میدهند.
اشارهٔ مقاومت ایران به «دونپایه بودن و بیسوادی» آخوندی که صرفاً بهدلیل خوشخدمتی و شرکت فعال درکشتار زندانیان مجاهد در تابستان ۶۷به صدارت و کرسیهای کثیف در ولایت خامنهای رسیده است، تا آنجا انعکاس پیدا کرد که آخوند احمد علمالهدی نیز وادار به واکنش شد.
او در نمایش جمعه ۱۷اسفند ۹۷ نان به رئیسی قرض داد و او را همزمان «فقیه» و «دکتر» نامید:
«رهبری، فقیهی که درس دستور خارج خوانده، دکتر است و ۳۵سال مسئولیتهای عالی قضایی داشته است و... به مسئولیت ریاست دستگاه قضا تعیین کردند».
خوب است که در این نظام، مردم ایران هم معنی «فقیه» و «ولایت فقیه» را میدانند و هم معنی «دکتر» را. ۳۵سال مسئولیت عالی قضایی داشتن ترجمان ۳۵سال دکتری کردن یعنی صدور مجوز شکنجه، حلقآویز کردن، تیرخلاص زدن و قطع دست و پا و رجم و تعزیر است و بر کسی پوشیده نیست.
لاپوشانی قاف «مقام معظم!» با توسل به خمینی
در تازهترین اقدام، برای قالب کردن این آخوند دونپایه، او را «آیتالله» نامیدند. این موضوع باعث به وجود آمدن بگومگوهایی حتی در داخل نظام آخوندی شد. خبرگزاری تسنیم ۱۸اسفند ۹۷ با اشاره به این موضوع نوشت:
«ساعتهایی پس از انتشار این حکم [حکم خامنهای] برخی افراد در فضای حقیقی و مجازی مغرضانه یا از روی ناآگاهی با اشاره به مورد خطاب قرار گرفتن رئیسی با عنوان «حجتالاسلام» در حکم رهبر انقلاب، ایراد گرفتند که رئیس جدید قوه قضاییه شرط اجتهاد برای انتصاب ریاست دستگاه قضا را ندارد».
جالب است که این خبرگزاری طی یک استدلال مضحک و رسوا در دفاع از دلیل «آیتالله» خطاب نشدن، جلاد بدنام نوشته است:
«مورد خطاب قرار گرفتن بهعنوان حجتالاسلام سیره و روشی است که در زمان حیات (خمینی) هم مسبوق به سابقه بوده و این موضوع ارتباطی به اجتهاد رئیس قوه قضاییه ندارد؛ چنانکه (خمینی) نیز در صدور حکم ریاست دیوان عالی کشور برای (بهشتی) و ریاست دادستانی کل کشور برای (موسوی اردبیلی) از عنوان حجتالاسلام استفاده کردند»!
تکیه به یک جنایتکار ضدبشر در فاز پایانی نظام
زمان برای سلطنت آخوندی به اتمام رسیده است. حتی اگر زمان را به عقب برگردانیم و خمینی نیز در قبر زنده شود، قادر به نجات این ولایت تاریخ مصرف گذشته نیست.
تکیه کردن خامنهای به یک جلاد آبروباخته و بدنام و شکستخوردهٔ نمایش انتخابات، در فاز پایانی نظامش، نخواهد توانست از سقوط تمامیت نظام به قعر پرتگاه مانع شود؛ بلکه آن را تسریع خواهد کرد.
دراین روزها ما شاهد تضادهای داخلی رژیم وباندها با هم هستیم که نوک تیز حمله متوجه آخوند روحانی است که خامنه چیینان او هدف حمله وآماج قراردادند وهمچنین متحدان بالفعل آخوند روحانی هم دست به کار شدند که اینکار رانکنید این به ضرر رژیم آخوندی است